تبلیغات
گروه اول
 

پاسخ

نام وب و نویسنده وبلاگ شرکت کننده

شماره شرکت کننده

salaaaaaam. man aval az hame say mikardam ruhiamo hefz konam va khodamo nabazam chon eteghadam bar ine ke khoda salahe bandaro behtar az khodesh midune va age in tori mikhad ghatan in va3 man behtare ta zende basham dg...... badesham inke say mikardam 2 un 24 sa@e baghi munde be ayandeye roshano derakhshanam ke por az movafaghiate va dar kenare kasani ke duseshun daram hastam fekr konam va ru in ghaziye tamarkoz mikardam...... chon ke bazam eteghad daram ke ru harchi tamarkoz koni be dastesh miari,hala age khoda khaste ke dg tu in 2nya nabasham khob 2 un yeki 2nya hatman bedast miad dg

 

tahmineh

1

من دوس ندارم مثل بقیه اون روز رو آدم خوبی باشم چون اون وقت مرگم واسه بقیه سختتر میشه.

 

سونیا

http://www.mytrice.blogfa.com

2

سلام داداشی.
سوال سختیه.اول خدا رو شكر میكردم كه حد اقل یه روز دیگه هم دارم.بعد میرفتم پیش مامان بابام ازشون حلالیت میگرفتم.بعد یه نماز شكر میخوندم.بعد منتظر مرگم میشدم

.

مریم

http://entezar7020.blogfa.com

3

ba inke midunam hamchin etefaghi nemiofte ama fekram mashgool shod va b in natije residam k oon rooz misham amrica(motasefane hich ghalati nemitoonam bokonam)ke albate nahayate sayamo to pardakhte hagho nas mikonam age b gardanam bashe

 

behnaz

http://www.santra.mihanblog.com

4

اولین کاری که میکنم اینه که از خدا میخوام بفهم به کیا دین دارم
دوم اینکه از همه حلالیت مطلبم
سوم اینکه با دنیا خداحافظی میکنم.

 

farzaneh

http://baharzendegi.mihanblog.com

5

من اگه سه دقیقه وقت داشته باشم هیچ کاری نمیکنم چون کاری نمیشه کرد فقط یه لیوان آب خنک درست میکنم با تمامی وجود مینوشم همین حمید اسدپور

http://www.faha.blogfa.com

6

میگن تا زنده ای و نفس میادو میره خدا میبخشه!
تو کل اون 24ساعت از خدا معذرت میخوام از خدا، ومیگم که ببخشه...
دوست همه

http://www.khattedelam.blogfa.com

7

جواب تو از نظر من و تصمیمی که میگیرم اینه که ، پیش خدا توبه میکنم اول
بعدش ازش تشکر میکنم که حد اقل یه روز رو وقت دارم
به استادم زنگ میزنم میگم از همه برام حلالیت بطلبه
و به داداشم میگم از فامیلا حلالیت بطلبه
بقیه شم میمونم پیش مامانم و بابام تا دیگه توی اون دنیا دلم براشون تنگ نشه
 
حمید

http://tebyan2.com

8


--------------------------------------------------------------

گروه دوم

پاسخ

نام وب و نویسنده وبلاگ شرکت کننده

شماره شرکت کننده

كار مهمی انجام نمیدم به زندگی روزمره همیشگی ادامه میدم

 

بهنام

http://www.starsport.blogfa.com

1

از همه ی کسایی که فکر میکنم یه جورایی دلشون رو شکستم حلالیت میگیرم!

 

غریبه

2

سلام.
اول از همه نماز های قضامو می خونم.بعد هم به یکی پول میدم تا روزه های قضامو بگیره.بعد هم میرم تا از همه حلالیت بگیرم.
فکر نکنم دیگه کاری از دستم بربیاد.شاید فکرکنین جوابم کلیشه ای بود ولی من واقعا همین کارا رو انجام میدم.

 

فاطیما

www.snoodyhoody.blogfa.com

3

اول میرم از کسایی رو که اذیتشون کردم طلب بخشش می کنم و ازشون حلالیت می طلبم .
بعد می رم پیش شوهرم وراز دلم را با او در میان می گذارم بهش می گم که چقدر برام زحمت کشیده
دستشو می بوسم وازش می خوام من و ببخشه از بدی هایی که در حقش کردم
بعد می رم پیش مادرم و ازش می خوام برام دعا کنه تا خدا از گناه هایی که کردم من و ببخشه...
بعد می رم پیش (y) وبهش می گم
چقدر دوستش داشتم اما هیچ وقت نتونستم بهش بگم...و ازش گله می کنم که چرا به زندگی من آمد؟
وبعد از خداوند طلب بخشش می کنم...
همین

 

M

http://osian.blogfa.com/

 

4

راستش1.نماز میخوندم
2.به اون کسی که دوستش دارم خبر میدادم
3.یه دفتر دارم که نوشته های شخصیمه،میدادم به دوستم که بعد مرگم چاپش کنه که همه بدونن توو زندگیم دنبال چی بودم
4.از کسایی که بهشون بد کردم حلالیت میگرفتم
5.فقط به عکس استقلال خیره میشدم تا بمیرم

...

ترانه آبی پررنگ

http://www.tari-blue17.blogfa.com

5

اول سلام
واما من اصلا تا بوده همین بوده تا هست چنین بادا خوب این شترمرگ و با اغوش باز استقبال میکنم واز خدا میخوام منو به تخت بیماری نندازه سرپا بیفتم بمیرم بعدش برم کلی بترکونم و واسه خودم جشن تسلیت بگیرم از شماهم دعوت میکنم بیاین اگه دوس داشتین همین از دستم میاد

 

ندا

http://asemoni11.blogfa.com

6

سلام. فكر كنم منو شناختی. من تو 24 ساعت از هر جا كه بشه میرم مهدی رو میبینم. محگم بغلش میكردم و سرمو میذاشتم رو سینش تا بهش بگم چقدر دوسش دارم. بعدشم آرزو میكردم ضربان قلبم تو بغل اون استاپ بشه. آخه تا حالا 1 بار هم از نزدیك ندیدمش اما میمیرم براش. حاضرم زندگیمو بدم واسش

 

miss.rubah

http://www.love-rol3ah.blogfa.com

7

اون روز رو روزه میگیرم و تا وقتی مهلت دارم هر چقدر بتونم نماز میخونم و از همه حلالیت میطلبم.و با هر كه قهرم آشتی میكنم

 

مهرداد

http://www.laker2.mihanblog.com

8


--------------------------------------------------------------

گروه سوم

پاسخ

نام وب و نویسنده وبلاگ شرکت کننده

شماره شرکت کننده

be nazare man ag adam kari ke mikhaste u hamon moghie ke vaght dashte anjad dade.dg age beri az khoda talabe bakhshesh koni faydie nadare.pas behtare az hamon 24 saat nahayat estefadaro bokoni

 

ana

http://everything-rap051.blogfa.com

1

تو این 24 ساعت هیچ کاری نمیشه کرد ....مثل یک زندانی که قراره اعدام بشه..وزمان مرگشو میدونه..من فقط دوست دارم توی اون لحظات فقط با خدا حرف بزنم..ویه کم به گذشته فکر میکنم . شبنم

http://as124.blogfa.com

2

سعید جون راستشو بخوای توی این شبای تقدیرمون فقط از خدا طلب مرگ کردم..شاید کفر باشه وگناه اما دردای من فقط با مردن تموم میشه.......حالا اگه بگن 24ساعت دیگه خدا میخواد حاجتدو بده...فقط استغفاروطلب امرزش هستی

http://www.fatherr.com

3

یه وصیت نامه خوبی تنظیم میکنم شاید یه نسخشم گذاشتم تو وبلاگم بعدم قبل از این که بیست وچهارساعت مهلت تموم بشه خودکشی میکنم یه عکس بیلاخم طراحی میکنم رو جنازم که بگم بیاه چند ساعت بیشتر یا کمتر هوای زمین رو الوده کردن ارزش این همه تقلا نداره

 

بردیا

http://bardia200.blogfa.com

4

سلام دادشی .من اول ازهمه حلالیت میطلبم واگر دینی به گردنم باشه ادامیكنم از خدا میخوام منو ببخشه همین ولی ازخدا میخوام اول گناه هامو ببخشه بعد جونمو بگیره مهرنوش

http://shaparak71.blogfa.com

5

یه نامه مینوشتم به عنوان وصیت و توش همه چی رو میگفتم از جمله حلالیت.و یه نماز اساسی میخوندم.اون روزم رو با یه پیر مرد تنها (كه سر چارراه جوراب میفروشه و حدوده 90 سالشه)میگذروندم
واسه آخرین بار ناهارمو سبموسه میخوردم.و اگه تو تلویزیون اجازه میدادن میرفتم 1 دقیقه میگفتم مردم دوستتون دارم بخدا دوستتون دارم. یه یتیم رو میبوسیدم. یه آهنگ خارجی گوش میدادم. سوره ی ضحی رو میخوندم. و آخرین جمله ای كه میگفتم: دلم برات تنگ میشه كره ی خاكی پر از ظلم !
+++++++++++++++
من اینارو از ته دلم گفتما یعنی فكر نكنید خواستم كه چیز جالبی گفته باشم. اینا دقیقن كارایی هست كه میكنم.
elmira

http://deadsea94.blogfa.com

6

اول از همه سعی می کردم با نماز خوندن خودمو اروم کنم.
2.به هیچ کس نمی گفتم دارم میمیرم.که پریشون نشن.
3.سعی می کنم بیشتر وقتمو با پدرم و مادرو بگذرونم.
و یه نامه می نوشتم م م واسه مامانم.چون خیلی شیطونم میخواستم منو ببخشه.
و سعی می کرد اگه محلتم از شب بود د د فقط به اسمون نگاه کنم م م.با ستارم دردو دل کنم.
تنها کسی که بهش می گفتم خواهر زادمه هه ه.(مژگان)و یه عالمه بوسش می کردم . بغلش می کردم

.

آتیش پاره ها!

http://www.atishparehh.blogfa.com

7

سلام سوال سختی پرسیدی
1.از همه حلالیت میگرفتم
2.روزمو با کسایی که دوسشون داشتم میگذروندم
3.و بقیشو میسپردم به خدا میگفتم راضیم به رضات

با سوالت اشکمو در اوردیا به فکر انداختیم که حواسم به کارام باشه تا اگه یه وقتی چنین اتفاقی برام افتاد با خیال راحت بپذیرم
 

رها
http://www.rahatarazraha.mihanblog.com

8